دشمنانش، در سکوتی ریشخندآمیز،
راه را وا کردند.
کودکان از بامها او را صدا کردند.
مادران او را دعا کردند.
پیرمردان چشم گرداندند
دختران بفشرده گردنبندها در مشت،
همره او قدرت عشق و وفا کردند.
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
آزمایشگاه «تومـاس ادیسـون» در دسامبر 1914 در
یک آتش سـوزی به کلـی از بیـن رفـت. خسارت وارده
حدود 2 میلیون دلار بود اما فقط تا 238 هزار دلار بیمـه
شده بود.چون ساختمان بتن آرمه بود گمان می کردن,د
در
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
برای نقاشی, این آخر هفتـه از مدل بالا کمک بگیریـد و یا با تـوجه به
داستان پیرمرد و دریا که در چند روز گذشته آن را خواندید، خودتان یک
نقاشی بکشید.
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
مقدار عبارت زیر را محاسبه, کن.
9000cc+1.7lit
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
هزاران چشم گویا و لب خاموش
مرا پیک امید خویش می داند.
هزاران دست لرزان و دل پر جوش
گهی می گیردم،گه پیش می راند.
پیش می آیم.
دل و جان را به زیورهای انسانی می آرایم.
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
درین پیکار،
در این کار،
دل خلقی است در مشتم؛
امید مردمی خاموش همپشتم.
کمان کهکشان در دست،
کمانداری کمانگیر,م
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سربلند کوه مأوایم؛
به چشم آفتاب تازه رس جایم.
مرا تیر
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
چشم انتظار, درنای امیدیم، خدایا یاریش کن!
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
پیرمرد،آرام و با لبخند،
کنده ای در کوره ی افسرده جان افکند.
چشمهایش در سیاهی های کومه جستجو می کرد؛
زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد:
«زندگی را شعله باید برفروزنده،
شعله ها را هیمه،سوزند
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
بیـش از یک میلیـون و 430 هزار هکتـار از جنـگل های زاگـرس دچار
خشکیـدگی، آفـت و تخریب شده است.
جنگل های زاگـرس 6 میلیـون هکتـار از گستـره ی جنگلهـای کشور
را در بر می گیرد.
حساب کنید چند درصد, از جنگلهای, زاگرس, نابود, شده است؟
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
پیرمرد اندوهگین،دستی به دیگر دست می سایید.
از میان دره های دور،گرگی خسته می نالید.
برف روی برف می بارید.
باد بالَش را به پشت شیشه می مالید.
صبح می آمد،
پیرمرد آرام کرد آغاز،
پیش روی لشکر د
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
برف می بارد.
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ.
کوه ها خاموش،
دره ها دلتنگ؛
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ ...
بر نمی شد گر ز بام کلبه ها دودی،
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
مقدار عبارت زیر را حساب کن.
43cm2+0.0002m2
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
مقدار عبارت زیر را حساب کن.
54cc+0.001lit
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
مقدار عبارت زیر را حساب کن.
0.059m-45mm
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین

برای نقاشی, از حجاری, های تخت جمشید, از تصویر بالا کمک بگیرید؛
و سپس نقاشی, خود را با شادترین رنگها رنگ آمیزی کنید.
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
کوسه ی بعدی یک کوسه ی بینی پهن بود. پیرمرد, باز
هم چاقـو را در مـغـز کوسـه فـرو کرد. کوسـه غلتید و به
عقب جهیـد و چاقـو را بـا خود برد.
سانتیاگو فکر کرد:« هنـوز چنگک برایم باقی مانده. د
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین

در روزهای آخر هفته به پدر بزرگ ها و مادر بزرگها سر بزنید. آنها از
دیدن شما بسیار خوشحال خواهند شد!
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
پسوند «ی» در همه ی گزینه ها معنی, « بودن,» را به کلمه می افزاید،
بجز گزینه ی ...
شنوایی توانایی
زیبایی روستایی
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
ثلث ظرفی آب دارد. اگر 1.5 لیتر, آب به آن اضافـه کنیم، دو پنـجم آن
دارای آب می شود. گنجایش ظرف چند لیتر, است؟
4.5 3 7.5 22.5
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
آن روز مطمئن بود که در جایی از دریا,،ماهی بزرگی را
صیـد خواهد کرد. پارو زنان وارد جریان آب اقیانوس شد و
از گودالی عمیق که محل تجمع ماهی های مختلف بود،
گذشـت. هـوا کم کم داشت روشن می شد که پ
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
ربع متر = ... سانتی متر
1/4 کیلوگرم = ... گرم
25% هکتار = ... مترمربع
1/4 میلی متر = ... میکرون
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
جایش را محکم کرد و طناب را از روی شانه اش گذراند
و در پشتـش نگه داشت. فـکر کرد: « بـرای همیشه که
نمـی توانـد بـرود.» امـا چهـار ساعـت گذشت و مـاهـی
همچنـان قـایـق را با خود به آن سر دریـا
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
در شکل داده شده، نقطـه ی O مرکـز دایـره است. دلیل, هم نهشتی,
مثلث, ها را بنویسید.

برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
پیـرمرد منتـظر بود تا خورشیـد بالا بیاید تا گرم شود و
انـگـشـتــانـش از کـرختــی و شــق و رقــی دربـیــایــد.
نمی دانست نقشه ی ماهی چیست و می خواهد چه
بکند. عضله ی دست چپش گرفـته بود و این
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
هر کدام از نقاط داده شده در کدام رُبع از صفحه, ی مختصـات قرار
دارد؟

برچسب:
نویسنده: سام پورحسین
بالاخره ماهی را به کنار قایق کشاند و نیزه اش را که
قبـلا" آماده کرده بود، با تمام قـوا در پهلو و پشت ماهی
فـرو کرد. دریـا از خون مـاهـی سرخرنگ شـد. فـکر کرد:
« حالا باید کمنـدها و طنـاب را آ
برچسب:
نویسنده: سام پورحسین